سخنی با آقای احمدی نژاد
پنج‌شنبه، 30 آذر 1385

بهزاد مهرانی

آقای احمدی نژاد در بیست و سومین سفر استانی خود که به کرمانشاه می باشد ، سال نو میلادی را به مسیحیان ایران، و از آنجا که خود را دارای یک رسا لت تاریخی و جهان شمول می دانند به تمام عیسویان جهان تبریک گفتند .

در این سفر استانی که جهت طرح سوالات بزرگ و ارائه راهکار های بزرگتر به مردمان غرق در جهالت و توحش جهان !!انجام پذیرفته است .ایشان پرسش هایی را مطرح کردند که سخن گفتن در مورد آن چندان خالی از لطف نیست.

اگر امروز حضرت مسیح (ع) حضور داشتند چه می کردند ؟ حضرت مسیح در برابر انسان های قدرت طلبی که در برخی از کشور های مسیحی نشین هستند چه می کردند ؟ کدامیک از قدرت ها را ابقا یا عزل می کردند ؟ اگر امروز حضرت مسیح بودند در مقابل ایشان چه کسانی بودند و چه کسانی وی را همراهی می کردند ؟

اگر این پرسش ها و پرسش هایی از این دست را در کنار ادعای احاطه شدن توسط هاله ای نورانی و ... بگذاریم ، در می یابیم، که گویا رئیس جمهوری محترم بر ارتفاعی بسیار رفیع از این خاکدان پست ایستاده و با زمینیان گناهکار تر دامن سخن می گوید . آنها را به راه راست دعوت می کند ، و به ظهور منجیان بزرگ بشارت می دهد .

ایشان گویی وظایف اصلی خود را که اصولا وظیفه هر دولتی در جهان امروز است را فراموش کرده اند ، و جهان را کلاس درس خود و مردمان آن را شاگردان درس نخوان و تنبل خود پنداشته اند .

ایشان که با شعار آوردن نان بر سر سفره مردم و برقراری عدالت در تمامی شئون آن، به صندلی ریاست تکیه زده اند ، امروز این مهم را از یاد برده اند و پیامبر گونه انسان های به زعم خود، از راه خدا و انبیا برگشته را به صراط مستقیم دعوت می نمایند.

آقای احمدی نژاد مگر جایگاه شما به عنوان رئیس جمهور مردم ایران ، تدریس الهیات یا فلسفه دین است ؟ اگر چنین می پندارید ، بد نیست که کمی در مورد شرح وظایف خود به جستجو و کنکاش بپردازید . این پرسش که اگر امروز حضرت محمد (ص) و حضرت مسیح (ع) و دیگر شارعان ادیان حضور داشتند جهان چگونه بود ؟ و یا اینکه چه می کردند ؟ پرسش های عمیقی است که حل و پاسخ به آن از عهده سیاستمداران بر نمی آید .

قرنهاست که باور سکولاریسم در جهان غرب موجبات تفکیک نهاد دین از دولت را فراهم آورده است . امروز در جهان کسی داعیه سخنگویی حضرت مسیح (ع) و حاکمیت تحت لوای فرامین ایشان را ندارد، که شما می فرمایید مدعیانی که به نام مسیح حکومت می کنند از راه ایشان گمراه گشته اند . این پرسش را باید از آقای رئیس جمهور و سایر زعمای قوم خود پرسید که داعیه حاکمیت بر اساس مبانی اسلام را دارند . پرسید که اگر پیامبر اسلام امروز حضور داشتند چه می کردند ؟ آیا به اینکه هر صدای مخالفی خاموش گردد رضایت می دادند ؟ اگر امروز حضرت پیامبر بودند عباس امیر انتظام بدون تشکیل دادگاهی صالحه بیست و هفت سال از عمر خود را در زندان سپری می کرد و از دیدار فرزندانش محروم می ماند ؟ آیا منصور اسانلو به صرف مطالبه حقوق مسلم خود و دیگرکارگران ماه ها در سلول انفرادی می ماند ؟

آیا احمد باطبی ، مهرداد لهراسبی ، کیانوش سنجری ،بهروز جاوید تهرانی ، امیر ساران ، کیوان رفیعی ، خیرالله درخشندی و دیگر دانشجویان و فعالان حقوق بشری و سیاسی به صرف اعتراضی ، سال های جوانی عمر خود را در زندان و در شرایط بد سپری می کردند ؟ اگر محمد (ص) زنده بود ، آیا به دانشجویان معترض ستاره می داد ، تا آنان را به صرف معترض بودن از ادامه تحصیل باز دارد ؟ آیا اگر حضرت امروز بودند ، پرونده قتل های زنجیره ای به بوته فراموشی سپرده می شد ؟ آیا داریوش و پروانه فروهر کارد آجین می شدند؟ آیا محمد جعفر پوینده،مختاری ، شریف ، دوانی ، زال زاده ، سیرجانی به خاطر اندیشیدن به قتل می رسیدند ؟ و هزاران آیای دیگر. کاش می شد بدانیم که شما از کدام مسیح و محمد سخن می گویید؟

رئیس جمهوری محترم، اصلا ما پذیرفتیم که تمام غربیان در جهل و جهالت ، بی عدالتی و شقاوت ، روزگار می گذرانند . باور کردیم که این همه صنعت و تکنولوژی و رشد ، نتیجه همان فضای مسمومی است که آنها در آن نفس می کشند . باور کردیم که سرا پای وجود آنان را فساد و تباهی فرا گرفته است . خوب چه ؟ آیا اینها توجیه کننده فقر و نابسامانی و بی عدالتی و افسردگی ای است که امروز دامان ما را گرفته است ؟ آیا اگر امروز پیامبر اسلام حضور داشتند ؟.....

آقای رئیس جمهور شما در مقام ریاست جمهوری ، نه شاعرید و نه عارف و نه متاله و فیلسوف دین . کار شما سیاست ورزی جهت نیل به شرایط بهینه برای زیست انسانی است . کار شما وعظ و خطابه نیست.

* * *

"آن شاه جمجاه لیلا و نهارا به عیش و عشرت و لهو و لعب مشغول و به شرب باده خوشگوار و بوس وکنار و وطی امردان ماه طلعت مشغول بود"،اما " ارباب عقول این رفتار را عیب کلی پادشاهان ندانند .چون از پادشاه نه زهد و تقوا و سداد و عفت و عصمت " که " عدل و احسان و نظم و نسق و حساب و تمییز و حراست و ...داد و دهش و پارس و پرورش می طلبد"(رستم التواریخ به اهتمام محمد مشیری تهران 1352 ص 201 )

بالا^^